الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
309
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
« اى محمد ! كارهايت را جمع كن و آماده باش . » مىگويد : من مشغول بودم كارهايم را جمع مىكردم و نمىدانستم امام براى چه چنان دستورى را به من داده است تا اين كه قاصدى از طرف پادشاه بر من وارد شد و مرا با دست بسته از شهر بيرون برد و هر چه توانست كتك زد ، و مدت هشت سال من در زندان ماندم ، آنگاه از جانب وى نامهاى در زندان به دست من رسيد كه نوشته بود : « محمد ! در سمت مغرب ، منزل مكن ! » نامه را خواندم با خودم گفتم : امام اين نامه را به من مىنويسد در صورتى كه مىداند من در زندانم ! واقعا شگفتآور است ! ! چيزى نگذشت كه مرا - الحمد للّه - از زندان آزاد كردند . كلينى مىگويد : محمد بن فرج به آن حضرت نامهاى نوشت و راجع به زمين زراعتى خود پرسيد ، و امام در پاسخ نوشت كه به زودى به تو بازگردانده مىشود ، و چون محمد بن فرج به عنوان سپاهى تعيين شد ، دستور بازگردان زمين مزروعى او را دادند ، اما او پيش از آن از دنيا رفته بود [ 1 ] . اين نامه از اعتماد امام عليه السّلام به محمد و تأييد او حكايت دارد . وقتى كه محمد بن فرج مريض شد امام ابو الحسن عليه السّلام جامهاى براى او فرستاد و او جامه را گرفت و زير سرش گذاشت و چون از دنيا رفت آن را كفن كردند . 145 - محمد بن فضل شيخ او را از اصحاب امام هادى عليه السّلام شمرده [ 2 ] و همچنين برقى از او ياد كرده است .
--> [ 1 ] اصول كافى . [ 2 ] رجال طوسى .